دوره جدید، شماره ۱۵، شماره پیاپی ۱۵، بیست و چهارم دی ۱۳۹۰    
  ۱۵

 ابراهيم عليزاده
 شناسه مقاله: 1561          موضوع: شاخص          بازدید: ۴۴۳ 

شماره ۱۵، ۲۴ دی ۱۳۹۰

نماي اول: با شك و ترديد مي‌خواهد يك كار توليدي شروع كند. بعد از شش ماه بالاخره برند شركت او ثبت مي‌شود. يك ساختمان اجاره مي‌كند. نيروي كار استخدام مي‌كند. حق بيمه آنها را پرداخت مي‌كند. مواد اوليه مي‌خرد. اولين روز كاري راديو را روشن مي‌كند. اولين خبر: «نرخ دلار امروز هم گران شد». دومين خبر: «دولت با احتكاركنندگان شكر كه باعث گراني آن شده‌اند برخورد مي‌كند.» سومين خبر: «شرايط دريافت كارت بازرگاني تغيير كرد.» چهارمين خبر: «ورود انواع بادام ممنوع شد».

اينها يعني او كه ديروز شكر را كيلويي 1200 تومان خريده فردا بايد شكر را گران‌تر بخرد. يعني او كه تا ديروز مي‌توانست از بادام هندي و بادام خارجي براي توليد كيك استفاده كند، از فردا بايد به فكر بادام ايراني باشد كه وجود بادام تلخ در لابه‌لاي آن موضوع اجتناب‌ناپذيري است. كمي فكر مي‌كند. روزنامه را از روي ميز خود برمي‌دارد. متوجه مي‌شود به اواخر سال نزديك شده‌ايم. امروزفرداست كه ميزان افزايش دستمزدها اعلام شود. اين يعني هزينه جديد ديگر. زياد طول نمي‌كشد كه رغبتش كم مي‌شود، هيچ، سرمايه‌هايش هم به تدريج از دست داده است. طولي نمي‌كشد كه بار ديگر به فكر فرو مي‌رود و از خود مي‌پرسد: «آيا اشتباه كردم خواستم كار توليدي كنم؟»

نماي دوم: محمدشهر كرج. آفتاب درنيامده بايد دستگاه روشن شود. صبحانه را هم در كارگاه مي‌خورد. تا ساعت 12 ظهر تنها يك فرصت نيم‌ساعته براي خوردن صبحانه، تلفن زدن و دستشويي رفتن دارد. نيم‌ساعت هم براي ناهار و نماز. از 12 و سي دقيقه تا ساعت شش غروب كه كار كند، مي‌تواند كرايه خانه را بدهد و هرشب ناني براي خوردن به خانه ببرد. 40 درصد شاغلان كشور كه اصلا به اندازه او هم مزد نمي‌گيرند. پس بايد همين حداقل را شكر كند. وقتي راديو را روشن مي‌كند و مي‌شنود كه «مركز آمار ايران اعلام كرده هزينه خانوار از درآمد آنها بيشتر است» اولين چيزي كه به ذهنش مي‌رسد اين است: «چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است».

اما خبر بعدي راديو كمي برايش اميدواركننده هست: «شوراي عالي كار طي روزهاي آينده در مورد ميزان افزايش دستمزدها براي سال آينده تصميم‌گيري مي‌كند.» طولي نمي‌كشد كه به ياد مي‌آورد سال‌هاي گذشته هم اين اميد را داشته اما انگار اين تصميم‌ها براي او آب و نان نمي‌شود. آهي مي‌كشد. با انبوهي از خستگي همانجا بر روي زمين مي‌نشيند و بار ديگر به بدختي‌هايش فكر مي‌كند: دنداني كه چند ماهي است آه از نهادش برده، درد كمرش كه نمي‌گذارد راحت بنشيند و درد خريدن هديه‌اي كه چند ماهي است به همسرش وعده داده...

نماي سوم: جلسات شوراي عالي كار براي تعيين ميزان افزايش دستمزد كارگران شروع شده است. سه نماينده دولت يك‌سو، سه نماينده كارفرمايان يك‌سو و سه نماينده كارگران هم سوي ديگر. كارفرمايان از شرايط سخت خود مي‌گويند. نمايندگان دولت مي‌شنوند. خيلي زود تصميم مي‌گيرند كه در اصلاح قانون كار اعلام كنند كه از اين به بعد علاوه بر تورم و سبد هزينه خانوار، شرايط اقتصادي كشور هم در تعيين مزد لحاظ شود. حالا نوبت نمايندگان كارگران مي‌شود. از تورم رو به فزوني گلايه مي‌كنند و خواستار افزايش مزد به اندازه تورم مي‌شوند. نماينده‌هاي دولت بار ديگر به فكر فرو مي‌روند. نهايتا مي‌گويند بن‌هاي كارگري را افزايش مي‌دهيم. نماينده‌هاي كارگر و كارفرما و دولت خوشحال جلسه را ترك مي‌كنند. اما سال جديد كه شروع مي‌شود باز روز از نو و روزي از نو.

انگار سناريو افزايش دستمزد كارگران كشور هرسال اينگونه است كه نه نياز كارگران را تامين مي‌كند و نه خواست كارفرمايان را. تازه اين اتفاق براي شرايط عادي بوده و امسال كه دولت پيشنهاد اعمال شرايط اقتصادي كشور براي تعيين مزد را داده و قرار است آزادسازي قيمت‌ها آغاز شود گويي وضعيت كمي بدتر هم شده است. از سوي كارفرمايان كشور به دليل كنترل قيمت‌ها و افزايش هزينه‌هاي توليد، ديگر آنها تاب تحمل افزايش دستمزدها را ندارند و از سوي ديگر تورم ملموس در زندگي خانوار به گونه‌اي شده كه حتي نمايندگان مجلس هم حداقل ميزان افزايش مزد را 40 درصد اعلام كرده‌اند. گويي كلاف افزايش دستمزد امسال آن قدر سردرگم شده كه شايد ديگر نسخه‌هاي دستوري شوراي عالي كار هم جواب ندهد!

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با ذکر عبارت «هفته‌نامه آسمان»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.